پایگاه اطلاع رسانی سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور - " نگرشی بر پیشینه زیست محیطی اکوسیستم تالاب جازموریان "
بازدید : 1135 16 مهر 1397 ساعت 9:27 شماره :44694

" نگرشی بر پیشینه زیست محیطی اکوسیستم تالاب جازموریان "

تالاب جازموريان به وسعت 330000 هكتار در جنوب شرقي ايران، بين استان‌هاي كرمان و سيستان و بلوچستان واقع شده است.

ميانگين بلندي آن از سطح دريا 351 متر بوده و به صورت پهنه‌اي هموار، شكل گرفته است.

بنابر گزارش جمعيت از مجموعه‌ي مطالعات، در مجموعه 19 آبادي مورد مطالعه در محيط انساني حاشيه تالاب، تعداد خانوار و جمعيت آنها بر پايه‌ي آمار گرفته شده توسط مراكز خانه‌هاي بهداشت روستاها، در سال 1384 برابر 2423  خانوار و 13110 نفر با ميانگين 4/5 نفر براي هر خانوار است.

جازموريان تالابي است فصلي و ادواري، از اين رو عرصه‌ي فراز و نشيب‌هاي بسياري در طول زندگي تاريخي خود بوده است. كاهش و افزايش گستره‌ي پوشش گياهي و ميزان وسعت درياچه‌ي مركزي آن، نمايانگر و شاخص اين فراز و نشيب‌ها بوده است. اگرچه اين درياچه مي‌تواند دوره‌هاي خشكي را نيز از سر گذرانده باشد ولي پوشش گياهي حاشيه آن به سبب سطح بالاي سفره آب زيرزميني و رطوبت هميشگي خاك تالاب، همواره در گذشته وجود داشته است.

گرچه ميانگين ميزان بارندگي سالانه در اين منطقه 169 ميليمتر در سال گزارش شده و بنابراين از مناطق خشك محسوب مي‌شود، ولي مشاهدات محلي حاكي از آن است كه هرچند سال يك بار ممكن است به ميزان زيادي باران در اين حوضه جاري شود و خشكسالي‌هاي گذشته را به اين نحو جبران كند.البته در گذشته اين حجم ورودي قابل توجه به تالاب كه ناشي از بارندگي هاي ادواري بود، نه تنها از طريق بارش مستقيم به سطح تالاب، فراهم مي‌شد، بلكه رودخانه‌هاي دائمي و فصلي و آبراهه‌هاي ورودي به تالاب نيز راههاي ديگري براي انتقال حجم بارش‌هايي بودند كه عرصه‌ي حوضه آبريز جازموريان را فرا مي‌گرفت.

تالاب جازموريان، زهكش طبيعي حوضه‌ آبريز جازموريان، از جمله رودخانه‌هاي هليل‌رود و بمپور است. اين رودخانه‌ها، ورودي هاي اصلي آب سطحي به اين تالاب بوده است.

افزون بر اين آبراهه‌هايي كه در شمال و شمال غربي و شمال شرقي آن وجود دارد، آب‌هاي ناشي از بارندگي‌هاو سيلاب‌ها را وارد پهنه‌ي جازموريان مي‌كردند. به اين ترتيب، تالاب جازموريان در طول تاريخ حيات خود، به صورت يك زيست بوم، چرخه‌ي پويايي از اكوسيستم را دارا بوده است.

گذشته از تنوع گياهي و جانوري، در محدوده‌ي تالاب، بين تالاب و پيرامون آن از يك سو و بين ناحيه‌هاي پيراموني آن با يكديگر نيز، تنوع و تفاوتهاي بسياري مشاهده مي‌شود، به طوري كه مي‌توان در آن از مناطق داراي درختان كهور، گز ،اسکنبیل و تاغ تا عرصه‌هايي از كوير نمك را مشاهده كردکه نشان دهنده‌ي تنوع طبيعي در نواحي اطراف تالاب است.

عكس‌هاي هوايي و شرح مشاهدات ساكنين منطقه حاكي از آن است كه در بهار سال‌هاي پرباران، مقدار قابل توجهي آب در مركز اين تالاب جمع‌ شده و بر اثر آن درياچه‌اي شكل مي‌گرفته كه پس از يكي دو ماه بر اثر گرماي محيط تبخير مي‌شده است. اين تالاب، موجوديت ادواري داشته و تابع بارندگي‌هاي سالانه بوده است.

تاثير بارندگي‌ها بر تالاب و درياچه‌ي مركزي آن از سوئي به ميزان بارش مستقيم بر سطح تالاب بستگي داشته و از سوي ديگر به ميزان جريان رودخانه‌ها و آبراهه‌هايي كه به آن وارد مي‌شده‌اند.

تناوبي بودن بارندگي‌هاي سالانه و تاثيرپذيري تالاب از اين بارندگي‌ها، جازموريان را به صورت تالابي دوره‌اي با كاركردهاي طبيعي متناوب و تغييرپذير درآورده است. در اين ميان آن چه از زاويه ديد كيفي همواره بر آن حاكم بوده رطوبت زمين‌هاي آن است كه اگرچه وسعت آنها به نسبت ميزان بارندگي‌ها تغيير كرده، ولي اراضي مرطوب  آن بسيار گسترده بوده است. اين گسترده‌گي در همه‌ي ايام سال، پذيراي گله‌هاي پرشمار دام بوده، كه توسط دام‌گردانان و صحرانشينان به اين محدوده آورده مي‌شده‌اند.

مهم‌ترين و پر آب ترين‌ رودخانه‌ي هميشگي كه به تالاب منتهي مي‌شود، هليل رود است. آب اين رودخانه پيش از آن كه در سد جيرفت ذخيره شود، از كوههاي لاله‌زار در شمال خاوري بافت (با ارتفاع 4381 متر)، كوههاي بهرآسمان در باختر بافت و شمال جيرفت (با ارتفاع 3886 متر) و كوههاي هزار در جنوب خاوري رايين (با ارتفاع 4465 متر)، سرچشمه مي‌گيرد و پس از گذشتن از جيرفت و عنبرآباد، در محل بهادرآباد منشعب شده، بخش اصلي آن از راه رودبار به سمت نهضت‌آباد و توكل‌آباد در شمال خاوري تالاب مي‌رفته و بخش ديگر از گنج‌آباد و سرخ قلعه گذشته و به سوي قلعه گنج در خاور تالاب سرازير مي‌شده است.

اين شعبات سرانجام به صورت شاخه‌هاي پرشمار به سمت مركز تالاب جريان مي‌يافته‌اند.

رود شور نيز كه خود از سرشاخه‌هاي هليل‌رود است از ارتفاعات پيش گفته سرچشمه مي‌گيرد و در جنوب جيرفت به هليل‌رود مي‌ريزد.

رودخانه قابل ذكر ديگر، بمپور است كه از بلندي‌هاي اطراف ايرانشهر در خاور تالاب سرچشمه مي‌گيرد و پس از عبور از بمپور و قاسم‌آباد به صورت شاخه‌هاي پراكنده‌اي وارد تالاب مي‌شده است.

سومين رودخانه‌ي ورودي به تالاب كم سفيد است كه فصلي و دوره‌اي است. اين رودخانه از بلندي‌هاي 2185 متري گهركوه، در جنوب غربي تالاب از مسير آبادي‌هاي رن و راين قلعه و همچنين از بلندي‌هاي 2125 متري كم سفيد، از مسير آبادي‌هاي گلشن و گشميران از چند مسير به سوي تالاب پيش مي‌رود. اين مسيرها هر يك به طور جداگانه به سوي آبادي‌هاي كلات مالك، چاه‌دادخدا، چاه رضا، و نيز سرتك، چاه لك، سولان تا نزديكي قلعه گنج پيش مي‌رود.

اين رودخانه‌ي چند شاخه‌اي، تنها به هنگام وجود بارندگي‌هاي چند روزه داراي آب مي‌شود و قابليت استفاده از آن بستگي به وضعيت اين بارندگي دارد، به طوري كه در شرايط بارندگي‌هاي شديد آب آن به صورت سيلاب جاري مي‌شود. اين موقعيت سيلابي در اغلب آبادي‌هاي واقع در مسير رودخانه، ممكن است براي كشاورزان چندان قابل كنترل و استفاده نباشد. اين وضعيت در شرايط سالهاي پربارندگي احتمال  دارد تا 3 بار اتفاق بيفتد. اين رودخانه و يا مسيل، در سالهای گذشته در منطقه قلعه گنج تنها يك روز آب داشته ولي تا هفت سال پيش از آن به سبب خشكسالي‌هاي پياپي بدون آب بوده است. كم‌سفيد يكي از مسيل‌هاي آبريز تالاب و از منابع تداوم زندگي آن است.

در طول زماني كه اين رودخانه داراي آب كافي باشد، كشاورزان آبادي‌هاي چاه‌دادخدا، چاه رضا، اسلام‌آباد و كلات مالك مي‌توانند از آن بهره‌برداري كنند. به گفته‌ي اهالي براي پيش آمدن چنين شرايطي دست كم نياز به 3 روز بارندگي پي در پي است.

رودخانه خشك يا مسيل زيارت آب گرم در شمال آبادي چاه بيد در منطقه‌ي دلگان نيز در شرايط موجود قابليت استفاده براي زراعت ندارد، جريان آن سيلابي است. در اين حالت جنبه‌ي غافلگير كننده دارد و نمي‌توان از آن بهره گرفت؛ ولي به هر حال سيلاب را به داخل تالاب مي‌برد.

افزون بر اين رودخانه‌ها، رودهاي كوچك فصلي و آبراهه‌هايي نيز در سراسر شمال و جنوب تالاب وجود دارند كه در زمان بارندگي‌ سيلاب‌هاي كوچك و متوسطي را به داخل تالاب هدايت مي‌كنند. در بخش جنوبي تالاب اين آب‌راهه‌ها، در صورت قابل كنترل بودن مي‌توانند مورد استفاده روستاهاي جلگه چاه‌هاشم قرار گيرند. وجود جريان در آب‌راهه‌هاي بخش شمالي تالاب نيز موكول به بارندگي است. اين جريان در صورت قابل كنترل بودن، ممكن است كه مورد استفاده‌ي آبادي‌هاي سراسر شمال تالاب از چاه شور در شمال خاوري تا زهكلوت در شمال باختري آن، قرار بگيرد. به گفته‌ي اهالي، اين بارندگي‌ها بسيار به ندرت رخ مي‌دهد به طوري كه ممكن است در سال 3 بار رخ دهد و يا اين كه در طول چند سال اتفاق نيافتد.

اين بارندگي‌ها به طور معمول در زمستان و اوايل بهار صورت مي‌گيرد. از اين رو، باز شادابي تالاب به صورت فصلي و دوره‌اي شكل مي‌گرفته است.

از جمله پي‌آمدهاي حاصل از مجموع ورودي‌هاي تالاب، آب‌دار شدن مركز آن بوده است. شيرين بودن آب اين درياچه در شرايط پرآبي، از كمياب‌ترين نمونه‌هايي است كه در چنين شرايط اقليمي مي‌توان يافت. اين واقعيت به اين سبب اتفاق افتاده است كه خاك و شن پهنه‌ي جازموريان داراي شوري مختصري است و شدت آن كمتر از آن است كه آب‌هاي جاري آن را شور سازد. اين درياچه در سال‌هاي كم‌آبي به سوي خشكي، گرايش مي‌يافته، به شوري آن افزوده مي‌شده و سرانجام كاملاً خشك مي‌شده است. عامل اصلي اين خشكي نيز تبخير سريع آب به سبب گرماي شديد منطقه است. بنا به اظهار كارشناسان منطقه‌اي، در صورت وجود آب در درياچه، ميزان تبخير مي‌تواند تا بيش از 2 متر در سال باشد، در حالي كه ميانگين ميزان بارندگي در منطقه 169 ميليمتر و در روي خود تالاب 100 ميليمتر است. بنابراين شدت ميزان تبخير براي بقاي طولاني مدت درياچه فرصت زيادي باقي نگذاشته و آن را به صورت حوضچه‌اي تبخيري درآورده است. اين درياچه در ترسالي‌ها مي‌توانسته چند ماه از سال، آب داشته باشد.

آنچه جازموريان را همواره به صورت تالاب سبز و زنده نگه مي‌داشت، آب‌هاي ورودي سطحي و زيرزميني در آن بود، به طوري كه در مجموع تعادلي اكولوژيك آن را همواره به صورت سرزميني مرطوب، (تالاب WetLand) نگه‌ مي‌داشت.اما پس از قطع آب هليل‌رود و پيش آمدن دوره‌ي خشكسالي، تعداد دام گروه‌هاي كشاورز كه از قديم در آبادي‌ها ساكن بودند نيز كاهش يافت و به اين ترتيب دامداري در بخش جنوبي تالاب هم در تنگنا قرار گرفت.متاسفانه بدلیل خشکسالی و بهره برداری بی رویه از سفره های آب زیرزمینی و عدم رعایت حق آبه تالاب در بالادست و طراحی و اجرای سدهای مخزنی و انحراف آب از حوزه ورودی آب به حوزه تالاب کاهش یافته و اکوسیستم زیبای آن در معرض خطر قرار گرفته و بجای تالابی زیبا و دارای تنوع گونه ای گیاهی و جانوری تبدیل به کاسه گرد و خاک و خواستگاه برداشت ریزگرد شده است.

 

منابع:

1-     گزارشات کارشناسی نگارنده گان درحوزه

2-     مطالعات شرکت آب منطقه ای استان در حوزه

3-     ژئومورفولوژی بیابان دکتر حسن احمدی

4-     جزوه فرسایش بادی و کنترل آن دکتر محمد رضا اخنصاصی

 

      قاسمرحیمی نیا محسن دژن2  جواد درینی 3

1-        سرپرست اداره ممیزی و حدنگاری اراضی

2-        جانشینمدیرکل در مرکز استان

    3-       دانشجوی دکتری منابع طبیعی - بیابان زدایی و کارشناس مسئول امور بیابان اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری جنوب کرمان 
 | 
نام و نام خانوادگی :  
پست الکترونیک :  
متن پیام :  
  
نام :
تاریخ درج :   1 شهريور 1395 ساعت 9:27
سلام عالی بود